هاشم حسيني تهرانى
95
علوم العربية
است در مقابل ناروائيها و ناگواريها ، حاتم طائى گفته : " تحلّم عن الادنين و استبق و دّهم - و لن تستطيع الحلم حتّى تحلّما " " تحلّما " در اصل تتحلّم بوده ، الفش براى اشباع است ، يعنى در مقابل آزار نزديكان خوددارى كن و دوستى آنان را باقى بدار - و نميتوانى داراى حلم شوى تا آنكه تحلم كنى ، در اين مورد گفته شده : " المجاز قنطرة الحقيقة : مجاز پل حقيقت است " تحلّم كه واقعيت ندارد مجاز است ، و صفت حلم كه حاصل شود حقيقت است . و اين طريق تحصيل فضائل نفسانى است كه انسان براى حصول هرفضيلتى آثار آن را به خود بگيرد و لوازمش را به تكلّف انجام دهد تا به تدريج حقيقت آن فضيلت در نهادش پديد آيد ، چنانچه در فنّ اخلاق بيان شده است ، و اگر آن اعمال تكلّفى را به اين منظور انجام دهد شبهه رياء هم در كار نيست . " فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ : تو را نيست كه تكبّر كنى - اعراف - 7 - 13 " خطاب به ابليس است هنگامى كه از سجده آدم " عليه السّلام " سرپيچى كرد ، تكبّر : اظهار بزرگىكردن است ، و آن يا واقعيت دارد يا ندارد ، در صورت دوم تكلف و ناپسند است . زيرا راه بزرگى يافتن كوچكى و تواضع در برابر حقّ است ، و در صورت اول اظهار بزرگى جز در مواقع لزوم نيز ناپسند مىباشد . " تشجّع زيد : زيد تشجّع كرد " يعنى اظهار شجاعت نمود ،